هلیاهلیا، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

هلیا همه هستی من

شرکت در مسابقه نی نی های بهمنی

        دیروز برای اولین بار تو مسابقه نی نی های بهمن 89 با عنوان نی نی و بازی شرکت کردی   همه دوست جونام که عضو  نی نی سایت هستن برن به من رای بدن http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=108165&PageNumber=5  امضا  :  هلیا   دوشنبه 22 شهریورم بالاخره موفق شدیم بریم آتلیه و از خامه عسلیم عکس بگیریم اول از پوشالا بدم اومد و گریه کردم ولی بعدش دخمل خوبی شدم و عمو هم ذوق کرده بود که من می خندم 200 تا ازم عکس گرفت دیروز دوتا طعم تازه  رو چشیدی 1-      فلفل داشتیم ناهار می خوردیم...
28 شهريور 1390

اولین مرواریدای نفسم

سه شنبه هفته قبل ۱۵ شهریور عزیز زنگ زد گفت شام درست نکن سیرابی می گیریم میاریم یه کم بعد با خاله وسوین اومدن  . تو هم نق و نوق می کردی  و حال و حوصله نداشتی خاله ای بغلت کرد و یه دفعه گفت ببینین هلیا دندون در آورده  . همه حمله کردیم و دیدیم بله  یه مروارید کوچولو رو لثه ات جوانه زده کلی ذوق کردیم مثل ندید بدیدا فکتو از جاش در آوردیم که مثلا می خوایم دندونتو ببینیم خلاصه دو روز بعد هم دومین دندونتم بابایی طی غار نوردی که می کرد کشفید و حالا صاحب دو تا دندون خوشجل هستی     مبارکت باشه نفسم عمرم همه وجودم ...
22 شهريور 1390

7 ماهگی خانوم طلا

دخمل خوشگل من ،  امروز 7 ماهه شدی . از وقتی که 6 ماهت تموم شده کلی پیشرفت کردی از  6 ماه یه هفته گی کامل میشینی  و با اسباب بازیات بازی می کنی یه چند بارم سقوط آزاد فرمودین وکله مبارکتون خورده زمین حالا دیگه یه ترفند برا خودت کشف کردی تا حال مامان بی احتیاط تو بگیری وقتی خسته میشی دستات  وعقب می بری ببینی چیزی اون پشت هست اگه بالشی چیزی اون پشت باشه با احتیط یواش یواش به پشت می خوابی    می دونی معنی  مانتوو روسری و چادر چیه تا یکی رو اون شکلی می بینی دستاتو بالا می بری که منو بغل کنید و اگه بغلت نکردیم و رفتم  پشت سر مون گریه می کنی رو چهار دست و پا وای میستی ولی ف...
17 شهريور 1390

سالگرد ازدواج بابایی و مامانی

  امروز سالگرد ازدواج مامانی و باباست   درست ۸ شهریور سال ۸۷ رفتن تو لونه ی عاشقونشون یادش به خیر خدا رو هزار مرتبه شکر که امسال عسل مامان کنارمونه   ای تماشایی ترین مخلوق خاکی در زمین    آسمانی میشوم وقتی نگاهت میکنم . .     دوستون دارم نفسای من خدایا ممنون که منو لایق این همه خوشبختی دونستی ...
8 شهريور 1390

روز کارمند

 اول از همه روز کارمند و به خودم   تبریک می گم بعد به همسری        و داداشی       و خواهری       و همه دوست  جونام تو محل کارم و همه مامانای وبلاگ نویس و مهمتراز همه به کارمند کوچولوی خودم تبریک می گم کهههههههههههههه صبحها اینجوری سرحال بیدارمیشه    ظهرها اینجوری از حال میره      مامانی قوربونت بشه شصتا شصتا که کارمندی به جز قسمت مانیش بقیه اش دردسره ...
4 شهريور 1390
1